ミایستگاه صلواتی دختراو پسرای باحال دنیاミ
مرکز بین المللی پخش عناوین باحال برای بچه های باحال
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:(تو به هيچ دردي نمي خوري)... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد...
يه شب كه خيلي تنها بودي ، يه شب كه حس مي كردي پر شدي از بغض خيس آسمون ، اون شبي كه احساس مي كردي هر چي راه بيراهه ، اون شب تاريكي كه ديگه دلت نمي خواست روشنائي روزش رو ببيني ، اون شبي كه حتي عطر بابونه هم آرومت نمي كرد يا نوازش هاي چادر نماز مادر ، شايد اون شب براي اولين بار بود كه بي پرده با سكوتت اسمش رو اينجوري فرياد مي زدي مبهم توي لجظه هاي شبت جاري شد. آره خداي آسمون آبي صدات رو شنيد و از همين جا بود كه قصه ي تو و اون فرشته نوشته شد... روزا و شب ها ي زيادي اومدن و رفتن و تو ديگه باور كرده بودي كه روزم مي تونه قشنگ باشه وقتي در انتظار شب هاي روشن باشي . ديگه باور رنگينه رنگين كمون آسمون شده بودي نه غمگين و غريب مثل بوي بارون. آروم آروم دلبسته ي فرشته ي قصه شدي اما قانون قصه ها رو فراموش كردي... حالا ديگه همه ي شب هاي تو شب هاي روشن... آره ، خداي آسمون آبي صدات رو شنيد و نوازشت كرد ، مهم نيست كه فرشته رفته ، مهم اينه كه خداي آسمون آبي صدات رو شنيد و نوازشت كرد ، مهم نيست كه فرشته رفته...
آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي
دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات
حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم

خییییلی خییییلی دوستون دارم : الهام
و درست همون شب بود كه يه اتفاق ناب ، چيزي شبيه يه معجزه به همون اندازه
يكي بود ، يكي نبود... 
خیلی دوستون دارم 
نسرین
| Design By : Night Skin |


