تبليغاتX
ミایستگاه صلواتی دختراو پسرای باحال دنیاミ


ミایستگاه صلواتی دختراو پسرای باحال دنیاミ

مرکز بین المللی پخش عناوین باحال برای بچه های باحال

خداوصیت منو گوش بده!!!ناممو بخون ...شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون !!

می سپرمش بهت می رم تمومه تاروپودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو!!!

خدایه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو..یکی نیاد توزندگیش بشینه زیره سایشو...

بهش بگه دوسش داره !!!خیلی بده زمونمون

خداسپردمش بهت مواظب عشقم بمون!!!

فرداقراره منو تو ازهمدیگه جدابشیم

فرداقراره همدمه گریزی بی صدابشیم

 تو کوچه هایه بی کسی نیستی ها پرسه می زنن آی آدما نگاه کنید غریبه شهرتون منم !!!!

یادش بخیرمنو تو و....یه قلب پاکو بی غرور ....حالاچی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور؟؟

خداشاید این عشقی که من می گمو تو نشناسی !!!نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راسی !!!!!

یادم نره بهت بگم عزیزترین کسم اونه خودم مهم نیست امااون نزاری تنها بمونه !!!

بمیرم واسه دلش !!گریه چقد بهش میاد وقتی که حرصش می گیره می گه ازمن بدش میاد!!!

اما وقتی که آروم می شه می بینه من بغضم گرفت ..........همون دیوونه بازیاش ازاول چشممو گرفت!!

حالا که دیگه مجبوریم باهم دیگه وداع کنیم بیابه باده اون روزا همدیگرو دعاکنیم

یه وقت دیدی دعاگرفت خدانخواست جدابشیم

ای وای داره فردامیاد باید دست به دعا بشیم!!!!

باقلبه پاکت ازخدابخواه منو صبرم بده !!!

هنوزنرفتی ازپیشم دوریت داره زجرم می ده!!!

تموم شد ....همه چی!!!

------------------------------------------------

پی نوشت ۱: دارم می رم شاید این آخرین پستم باشه

پی نوشته ۲: ازهمتون ممنونم که تواین مدت باهام بودین

پی نوشت۳: الهام هست اگه کاری داشتین به او بگین

بچه ها واسم دعاکنین

نسرین .

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:0 توسط الهام و نســـــــــرین| |

 رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم
 


دکتر علی شریعتی

 

تو به من خنديدي  
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه  
سيب را دزده ام
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سيب نداشت 
مصدق   
الهام
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 1:59 توسط الهام و نســـــــــرین| |

پنجره ات را باز کن

رو به آسمان آبی

سعی کن امروز را

به جای خورشید بتابی!

 

 

گذر ثانیه ها

یه چیزو به من یادآوری می کنند

که من زنده ام

نفس می کشم

 

همیشه مجبوری بایستی

و به آنچه پشت سرت افتاده است بنگری

چرا که

زندگی چمدانی است که.......

هیچ گاه درش کاملا بسته نمی شود!!!

 

نا امیدی را پس زدم....

پس موفقم.

 

آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد

بلكه چيزي هست كه خود مي سازد

 

آنگاه که ناامیدی گام هایت را

آنگاه که تردید نگاهت را

وآنگاه که ترس وجودت را فرا می گیرد.......

به آیینه پناه ببر!

 

میدانی گمشده تو چیست؟هرگز به ندای درونت گوش نداده ای

 

ثانیه ها میگذرن

 تنها کاری که میتونی بکنی

اینه که لبخند بزنی!

 

اینم ماله تو :توکه عزیزه دلمی

اگه نباشی آسمون معنا نداره ماه من

        نگاه تو می ارزه به صد تا ستاره ماه من 

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 1:34 توسط الهام و نســـــــــرین| |


Design By : Night Skin

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس